X
تبلیغات
عاشقانه های دو دختر از جنس احساس

آدمها چهـ موجوداتــ دلگیریـ هستند

وفتیـ سوزنشانـ را نخـ میکنیـ تا برایتــ دروغـ ببافنـد...

چقد میجسبد سیگارتـ را در گوشهـ ایـ بکشیـ

وهیچـ کسـ با خندهـ هایـ تو

پیـ بهـ عقدهـ هایشـ نبرد

از آدمها دلگیرمـ

کهـ خوبـ هایـ خودشانـ را از بد تو

مو شکافیـ میکنند

وبدهایشانـ را در جیبــ هایـ لباسـ ـهاییـ

کهـ دیگر از پوشیدنشـ خجالتـ میکشند پنهانـ میــ ـکنند

از ابنکهـ ژستـ یکـ کشیشـ را میـگیرند وقتیـ هوایــ اعترافـ داریـ

و دردـهـایتـ راکهـ میشنوند

خیالشانـ راحتـ میشود هنوز میتوانند کمیـ خودشانـ را از تو

کشیشـ ـتـر ببیننــ ــد

از آدمـ ـها عجیــــــــــبـ دلگـــ ــیــرمـ

از اینکهـ صفتـ ـهـایشانـ را در ذهنشانـ آمادهـ کردهـ اند

ومنتظر ماندهـ انـد تا تکانـ بخوریـ و ببیننـد بهـ کدامـ صفتــ میـ نشینیــ ـ

وتـو را هیـ توصیفـ کنند...هیـ توصیفـ کنند...هیـ توصیــــفـ کننــــــ ــد

خنداهـ اتـ بگیرد کهـ چقدر شبیهــ ــشانـ نیستیــ

دردشــــانـ بیایـــ ــد ...

و انتقامشـ را از تو بگیرند ...

تا دیگر بهـ آنهـا اینـ حسـ را ندهیـ کهـ کسیـ وجود دارد شییهشــانـ نیستـ

از آدمهـا دلگیـــــــــرمـ

کهـ گرمـ میبوسند و دعوتـ میکننــد

سرد دستـ میـ دهند و بهـ چمدانتـ نگاهـ میکننــد

دلتــــ .....

دلتــ کهـ از تمامــ دنیـــ ـــا گرفتهـ باشد

تنها بهــ درد بازگشتــ یهــ زادگاهتــ میـ خوریــ

دلمـ گرفتهـ استــ ...

همینــ را همــ میـ خواننذ و باز ....

خودشانــ را آن مسـافر آخــر قصهــ حســـ ــــابــ میکننـــــــــد!!!!

+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم آذر 1391ساعت 11:0 نويسنده پریناز و پریا |